فرزند خوانده - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
دیروز جایی نشسته بودم. یه اقایی هم با خانومش نشسته بود روی صندلی کنار من. من مشغول مطالعه بودم و کم کم اون خانم بلند شد رفت دنبال کاری . من و اقا تنها شدیم xa0اون اقا گفت : حاج اقا چند تا بچه دارید ؟ من هنوز جواب نداده بودم که اون اقا گفت من این دختر رو از طریق ivf خدا بهم داده. بعدهم یه لیوان یبار ...
خط مقدم - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
دیشب دخترا دعوا کردن - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
از مسجد اومدم بیرون. هفت هشتا دختر بازی میکردند. همه چادر مشکی به سر . اما معلوم بودکه کلاس سوم و چهارم هستند. یه دخمل ناز با یه لباس خانگی بلند - چیزی مثل قبلا که تا سر زانو بود - و موهای طلایی که دم اسبی اونا رو بسته بود اومد جلو و گفت عمو عمو این دخترا با من بازی نمیکنن. وای من دلم اتیش گرفت. مخص...
دخترم - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
تو مسجد ی دختر هست که از همون شب اول دور و بر ما میپلکید. منم که دختر دوست چند بار بهش خنددیدم و این حسابی خوشش اومد. یه دختر ریزه میزه استخونی ریز نقش زیبای مو خرمایی . یه شب بهش گفتم با کی اومدی مسجد ؟ گفت با همسایه مون. همین جمله کافی بود تا بیشتر حواسم بهش باشه. چند شب پیش روی زانو نشسته بودیم و...
مشاوره عجیب - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
یکی مراجعه میکنه که خانم من منزوی و تنهایی پسنده. در عین حال هم شاخ و شونه میکشه و هم دوست داره مستقل باشه. xa0برای اینکه مطمئن بشم حرفاش درسته یا نه میپرسم خانومت مثلا چکار میکنه که میگیمستقله ؟ xa0میگه خانومم وقتی میوه میخرم یکی دو تا از میوه ها رو میبره میزاره تو کمد لباسی خودش. یا مثلا اگر یه بس...
سلام بر شهید مظلوم شهید حججی - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
هر چهار روزنامه اصلاح طلب مردمسالاری ، قانون ، شهروند ، شرق ،از تصویر شبیه هم برای انعکاس خبر تشییع شهید حججی استفاده کردند. تصویری که حضور پر رنگ جمعین را نشان نمیداد. روزنامه ابتکار هم با تیتر کوچکی از این حماسه مردمی یاد کرد و روزنامه شرق هم با تصویری که فقط فرزند شهید حججی در ان دیده میشد این خب...
درباره مشاوره - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
با اینکه از دیدن کامنت های دوستان خوشحال میشم حتی اگر مخالف هم باشه اما نمیدونم چرا بعضی از کامنتهای پست قبل اینقدر حس و حال بدی داشت. اینقدر بوی نخوت و غرور میداد که وقتی تا نصفه خوندمش دیگه نتونستم تا ته ادامه بدم و تایید هم نکردم. ادامه مطلب
ح س ی ن - تاریخ: 1396/7/10 ساعت: 12:29
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد سقای حرم سید و سالار نیامد علمدار نیامد
عیدتان مبارک - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 0:07
غدیرتان مبارک الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیر المومنین شادی این روز مبارک کم نیست. بجزازعلے نباشد بجهان گره گشاییطلب مدد ازاوکن چورسد غم وبلاییچوبکار خویش مانی دررحمت علے زنبجز اوبزخم دلها ننهد کسی دوایی البته غم مسلمانان میانمار کم نیست. پ ن : انسان هر چقدر شریف تر و پاک تر تهمت و توه...
مستحق اگه واقعی باشه+ طلبه ها در مدارس - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 0:07
گاهی ادمبه بعضی ها کمک میکنه و واقعا احساس میکنه که خدا یه درهای رو به روی ادم باز میکنه. من این حس رو خیلی خیلی نزدیک چند بار لمس کردم. یکی از موارد همین روزهای اخیر بود. اول من خودم مطمئن نبودم که ایشون واقعا نیازمند هست اما خب بااینکه خودم چندان پولی تو جیبم نبود اما سعی کردم به اون بنده خدا کمک ...
بازار رفتن در اوج بد شنانسی - تاریخ: 1396/6/26 ساعت: 0:07
امروز رفتم بازار. نزدیک ظهر بود. باید قبض جریمه رانندگی رو میدادم. بعد کتاب میخریدم بعد باطری لب تاب میخریدم و البته قبل همه این کارها یه کار اداری بیخود داشتم. خلاصه اینکه کار اداری رو پیگیری کردم اما بعد کلی این طبقه اون طبقه کردن مسئول مربوطه نبود. بعد رفتم بانک. نوبت گرفتم و کلی تو نوبت موندم. ب...
صندلی داغ 2 / خانم پگاه - تاریخ: 1396/6/16 ساعت: 21:26
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
کلاهبردار - تاریخ: 1396/6/16 ساعت: 15:56
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
کمک میکنیم + نهضت ازادی - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:55
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
حس خوب - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:55
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
ببینید + عکس - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:55
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
صندلی داغ / خانم زیبا / شماره 1 - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:55
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
حدیث زیبا - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 13:55
بسم الله الرحمن الرحیم طلبه شدم ، نه به اجبار و نه به طمع ، به عشق و علاقه ، و با توکل بر خدای متعال قدم در این راه گذاشتم. .............. محور طلبگی جز عشق چیزی نیست ............... عشق به دو چیز : عشق به خدا و عشق به خدمت ....................... عاشق بودن باعث میشه که ادم کارهای عجیبی کنه ، و اتفا...
تکمیل بحث قبل - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:24
در ادامه و تکمیل مطالب قبل و ضمن تشکر از دوستان که مطالب خیلی خوبی بیان کردند :امروز شبکه هایی هستند که خیلی راحت ترویج ارتباط نا مشروع و یا ارتباط به زنان متاهل میکنند و قبح این کارها را از بین میبرند.حال فکر کنید اگر شبکه ای بود که در زمینه تعدد زوجات فعالیت میکرد.فقر فرهنگی باعث میشد تا خیلی ها و...
خیلی بدرد خانوما میخوره - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:24
سالها قبل تو کتابی داستانی میخوندم که تقریبا اینطوری بود . البته چون این داستان رو خیلی خیلی قدیما خوندم جزئیاتش خیلی تو ذهنم نیست.xa0 میگن پیغمبری یا بزرگی از خدا خواست که همنشین اون رو در بهشت بهش نشون بدن. در عالم معنا به این پیامبر نشنان دادند که همنشین تو در بهشت فلان پیرمرد هست. این پیامبر هم ...