یکی مراجعه میکنه که خانم من منزوی و تنهایی پسنده. در عین حال هم شاخ و شونه میکشه و هم دوست داره مستقل باشه.
برای اینکه مطمئن بشم حرفاش درسته یا نه میپرسم خانومت مثلا چکار میکنه که میگیمستقله ؟
میگه خانومم وقتی میوه میخرم یکی دو تا از میوه ها رو میبره میزاره تو کمد لباسی خودش. یا مثلا اگر یه بسته شکلات برامون بیارن فوری تقسیم میکنه و میگه این 5 تا برا من اون 5 تا هم برا فلانی و ... . بعد هم میگه زود بخوریدش - تا فردا مثلا بخوریدش - که اگه نخوردین من میخورمش.
برا تنها پسند بودنش هم میگه مثلا وقتی من میخابم اون دوست داره بیدار باشه. نمیتونه به هیچ وجه یه جمع رو همراهی کنه . مثلا نمی تونه همراه من بخوابه. باید من اول برم بخوابم. بچه ها و دیگران هم برن بخوابن اونوقت ایشون بره بخوابه. و یااینکه اول ایشون بخوابن بعد ما بریم بخوابیم.
حالا ما با ایشون چکار کنیم ؟ چه خاکی به سر کنیم ؟
راستش من با همچین چیز عجیبی مواجه نشدم و به نظرم یا باید بره روانشناس و با قرص و دارو خوب بشه و یا اصلا اخلاقش عوض نمیشه.
به تجربه میگم : اینطور رفتارها یه جورایی وراثتی هست و اگر مثلا پدر و مادر این هم مورد وارسی قرار بگیرند میبینید همه مینطورن. ایشون هم بر اساس سوالات من همینطور بود. باباش مادرش و برادرش همینطورن.
این طور زنها چون منزوی هستند و ازارشون به کسی نمیرسه از دور خیلی ادمهای خوبی به نظر میان اما وقتی بهشون نزدیک میشین میبینید که خیلی حوصله سر بر هستند و ده دقیقه با اونها بودن به اندازه یه ساعت ادم رو کلافه میکنه.
بیچاره اون مردی که باید بااین زن بسوزه و بسازه .
برچسب:
نویسنده: رها اسدیپور