الان بیمارستان هستم
ساعت از نیمه شب هم گذشته.
در این اوضاع دوستی که احترامش بر من لازم بود
از این جهت که طلبه بود
و مدتی با دخترش مهمانم بود
و البته به جهت زائر بودنش
پیامی دادند که من محتوای پیام رو متوجه نشدم.
بعد یکی دو روز ازش سوال کردم کارتون؟ منظورتون؟
جواب یکی دو اسنیکر 1 بود و وقتی خواستم از این دست استیکرها نفرستند با جملات انچنانی جواب ما رو دادند.
القصه که در این اوضاع هیر و بیری مانده ایم چه کنیم. در این زمینه و چند نکته روانشناسانه تجربی ؛ مطالبی خواهیم نوشت.
فعلا که در بیمارستان با چشمانی پر از خواب نشسته ایم. خدا بخیر کند. و لله الحمد.
پ ن : اتفاق خواصی نیفتاده . نگران نباشید.
پ ن : به کانال تلگرام هم سری بزنید. مطالب جالب کم نداره.
برچسب:
نویسنده: رها اسدیپور