گویا باز اوضاع دولت درهم برهم شد و انتقادات مردم زیاد شد بعضی دولتی ها هم برای رد گم کردن زدن به کوچه ی : میخواستن اینترنت مردم رو قطع کنن نزاشتیم. میخواستن سایتها رو فیلتر کنن اجازه ندادیم و این حرفا. منم اخرش میگم : قل اعوذ برب الفلق من شر ما خلق .
یه پیرمرد کم سواد صبح اومده نماز جماعت. نماز تمام شده و یکی یکی مردم رفتن اما این اقا که حالا به شلوار کردی هم تو مسجد هست چسبیده به بخاری. من فکرکردم سردش شده. اما همین که از سر سجاده بلند شدم اومد جلو و گفت میشه استخاره برام بگیری ؟ راستش خودم عجله زیادی داشتم. راهم دور بود و باید فورا میرفتم سر کلاس. اخه تا از مسجد برم خونه و از خونه برم مدرسه طول میکشه. اما گفتم اول کار این بنده خدا رو انجام بدم فوقش اینه که امروز صبحانه نمیخوریم.
به هر حال براش استخاره کردم و همون طور که حدس میزدم بعد استخاره هم کلی سوال داشت.
اول براش استخاره با تسبیح کردم. بعد گفت میشه یبار هم با قران استخاره کنی ؟ با قران هم استخاره کردم. اما سوالاتش از این قرار بود :
اگر دو نفر برن محضر عقد کنن بعدا خود داماد باید بره شناسنامه رو بگیره یا به کس دیگه هم میدن ؟
اگر دو نفر قبل از عقد محضری یه نفر عقدشون بخونه بعد تو محضر هم بخونن چی میشه ؟
اگر قبل عقد محضری یه نفر براشون عقد بخونه بعدش اونا که سند ندارن چی میشه ؟
اگر یه نفر بیرون محضر عقد بخونه و بعد اینا زن و شوهر بشن چی میشه ؟
هر سوالی رو هم باید 5 - 6 بار توضیح میدادم. اخرش هم طرف متوجه نمیشد.
خلاصه اینکه امیدوارم خدا به برکت این پیرمرد منو ببخشه و بیامرزه. خدایا تو میدونی که من اونقدری که مردم فکر میکنن خوب نیستم .اما تو بزرگی کن و ابروی منو جلو اونا نگه دارو منو ببخش و بیامرز/ ای خدای رحیم و مهربان. صل علی محمد و اله
برچسب:
نویسنده: رها اسدیپور