اگر مایل باشید + صندلی داغ

متن مرتبط با «خاطره» در سایت اگر مایل باشید + صندلی داغ نوشته شده است

یک خاطره قدیمی

  • نیلوبلاگ

    یه اقا و خانم بودن که اقاشون این خاطره رو برام گفته بود . میگفت وقتی من شبها میامدم خونه خانومم گوشی تلفن بدست داشت تلفن حرف میزد. ساعتها میگذشت اما خانم انگار نه انگار که من اومدم خونه به فعالیت تلفنی خودش ادامه میداد. یه شب با اون شرط کردم که دیگه هیچ وقت حق نداری وقتی من خونه هستم - مخصوصا شبها - با تلفن حرف بزنی. مردی که 2فقط یا 3 ساعت خونه هست چی میبینه ؟ خانومش مدام جلوش راه میره و داره با تلفن حرف میزنه. اینها زنهای احمقی هستند که شعورشون نمیرسه. این اقا میگفت که وقتی من این شرط رو گذاشتم خانومم قبول کرد اما باز همون اش بودو همون کاسه. وقتی هم بهش میگفتم چرا وقتی من خونه هستم اینقدر با تلفن حرف میزنی میگفت : من زنگ نزدم اونا زنگ زدن. خانم فکرمیکرد من فقط بخاطر پول تلفن دارم اینو میگم....

    ادامه مطلب
  • خاطره + جواب استخاره

  • نیلوبلاگ

    یه خانواده رو که از زمان بچگی میشناختم . پسرشون با من دوست بود. چند سال بعد که من دبیرستان بودم اون پسر با رفیقای ناباب نشست و کم کم کارش به عرق خوری و هرزگی کشید. خلاصه اینکه این پسر الان سن سی سالگی هم رد کرده. وقتی این بچه 23 - 24 سالش بود من به مادرش میگفتم براش زن بگیر . مادرش هم میگفت حالا زوده ... نه کار داره .. نه خونه داره .... کی دخترشو میده به این. الان مادرش میگه خیلی دلم میخاد عروش دا...

    ادامه مطلب